سيد عبد الحسين طيب
كلم الطيب 97
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى )
گواهى ميدهد كه آن غير از صفت است ( بنابراين ) كسى كه وصف كند خدا را بصفت زائد بر ذات قرين و همسرى براى او قرار داده و كسى كه براى او همسرى قرار داد او را دو تا دانسته و كسى كه او را دو تا دانست ، پس او را تجزيه و تقسيم نموده و هر كه او را تجزيه كند او را نشناخته . و همچنين خبرى كه از حضرت رضا عليه السّلام روايت شده است كه : « ( اول عبادة اللّه معرفته و اصل معرفته توحيده و نظام توحيده نفى الصفات عنه » ) « ( بشهادة العقول بان كل صفة و موصوف مخلوق و شهادة كل موصوف ) » « ( ان له خالقا ليس بصفة و لا موصوف و شهادة كل صفة و موصوف بالاقتران ) » « ( بالحدث و شهادة الحدث بالامتناع من الازل الممتنع من الحدث الخ ) » آغاز بندگى خدا شناختن اوست و اساس معرفت او توحيد و يگانه دانستن او ، و نظام و قوام توحيد آنست كه صفت زائدى براى او اثبات نشود زيرا عقل گواهى ميدهد كه هر صفت و موصوفى مخلوقند و هر موصوفى گواهى ميدهد كه او را آفريدگارى غير از صفت و موصوف است ( زيرا صفت نميتواند قائم به خود باشد ، پس ناچار مخلوق و حادث بوده و موصوف نيز چون محل عروض صفت است محدود و محاط مىباشد ، پس نميتواند خالق باشد ) و هر صفت و موصوفى گواهى ميدهد كه مقرون بحدوث است ( زيرا صفت و موصوف با يكديگر مركبند و لازمه تركيب حدوث است ) و هر حادثى گواهى ميدهد كه ممتنع است ازلى و قديم باشد ، زيرا حدوث براى وجود قديم و ازلى محال است و چون در ازل نبوده پس حدوثش هم محال است . و اشاعره قائلند كه علم و قدرت و حيوة و اراده و كراهت و ادراك و كلام معانى قديمه هستند كه غير از ذات حقتعالى و قائم بذات او ميباشند . و منشأ توهم آنها از اينجاست ، كه چون ديدند مفهوم علم و قدرت و حيوة و ساير صفات با يكديگر ، و همه آنها با مفهوم ذات مغايرند و از طرفى اين